شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۵
فردگرایی غربی؛ آفت جدید انگیزه پرداخت خمس/ راهکار شبکه وکالت ائمه(ع) در عصر حاضر

حوزه/ مدیر مؤسسه ترویج خمس با هشدار نسبت به نفوذ نگاه سکولار و فردمحور در جوامع اسلامی گفت: پرسش «چرا باید از درآمد خود خمس بدهم؟» محصول همان نگاه منفعت‌طلبانه غربی است، در حالی که خمس یک ابزار مالی برای تحقق کارکردهای اجتماعی و پیوند هویتی شیعه با امام معصوم (ع) است.

خبرگزاری حوزه/ حجت الاسلام والمسلمین خطاط، مدیر موسسه ترویج خمس در نشست علمی «خمس شناسی در عرصه مدرنیته» که در غرفه خبرگزاری حوزه در سی و سومین نمایشگاه قرآن کریم برگزار شد، ضمن بررسی خمس شناسی در دوره کنونی و دوره معاصر و کارکرد های اجتماعی و اقتصادی این فریضه دینی و الهی، پاسخگوی سؤالات خبرنگار خبرگزاری حوزه بود که مشروح آن تقدیم حضورتان می گردد:

سؤال: لطفا در ابتدا تعریفی از خمس بفرمایید.

خمس یکی از فروع دین مبین اسلام است که بر هر شخصی که دارای درآمد باشد واجب می‌شود. مطابق فتوای تمامی فقهای عظام، هر فردی که درآمدی کسب می‌کند موظف است برای خود «روز خمسی» تعیین نماید. این روز، مبدأ محاسبه سال خمسی او محسوب می‌شود و از همان تاریخ، سال مالی شرعی وی آغاز می‌گردد. از ابتدای این سال تا پایان آن، شخص می‌تواند هر مقدار درآمدی که به دست می‌آورد در مسیرهای مختلف هزینه کند؛ اعم از تأمین مخارج زندگی، خریدهای ضروری و غیرضروری، پرداخت هزینه‌های خانوادگی، سفر، تفریح، کمک به فرزندان، صدقه دادن، هدیه دادن یا هر نوع هزینه متعارف دیگری که در چارچوب زندگی شخصی و اجتماعی او قرار می‌گیرد.

در پایان سال خمسی، زمانی که به همان روز تعیین‌شده می‌رسد، باید محاسبه کند که از مجموع درآمدهای سالانه خود چه میزان باقی مانده است. چنانچه پس از کسر تمامی هزینه‌های متعارف و مورد نیاز زندگی، مقداری از درآمد سالانه مازاد باقی مانده باشد، آن مقدار مشمول پرداخت خمس خواهد شد. همچنین اگر فردی اهل تجارت یا فعالیت اقتصادی باشد، سرمایه تجاری، ابزار کار، یا سرمایه‌گذاری‌هایی که انجام داده است نیز بر اساس ضوابط فقهی مربوط، در صورت تحقق شرایط، مشمول خمس خواهد بود.

سؤال: موضوع بحث ما کارکردهای اقتصادی و اجتماعی خمس است که می‌توان از آن به فلسفه خمس نیز تعبیر کرد؛ به این معنا که چرا خمس واجب شده و چه آثار و کارکردهایی در عرصه اقتصادی و اجتماعی دارد. اگر بخواهیم کارکردهای اجتماعی و اقتصادی خمس را تبیین کنیم، نظام اولویت‌بندی آن چگونه خواهد بود؟ به نظر شما مهم‌ترین کارکردهای اجتماعی و اقتصادی خمس در جامعه امروز چیست؟

با توجه به اینکه در عصر حاضر زندگی می‌کنیم، عصری که فناوری پیشرفت چشمگیری داشته و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جوامع دستخوش تحولات اساسی شده است، باید توجه داشت که بسیاری از الگوهای حاکم بر جوامع امروز، به‌ویژه در حوزه اقتصاد و حتی در حوزه روابط اجتماعی، مبتنی بر نگرش‌های غربی است. این نگاه غربی، که در بسیاری از شئون زندگی ما نیز نفوذ کرده، عمدتاً بر مبنای سکولاریسم و فردگرایی استوار است. در چنین نگرشی، محور اصلی تصمیم‌گیری‌ها منفعت فردی است و عقلانیت نیز در چارچوب انتخاب فردی و سود شخصی تعریف می‌شود.

بر اساس این رویکرد، طبیعی است که برخی افراد بپرسند: «چرا باید از درآمدی که با تلاش خود به دست آورده‌ام، خمس پرداخت کنم؟» این پرسش، محصول همان نگاه فردگرایانه و منفعت‌محور است. در حالی که خمس یک ابزار مالی دقیق و یک حکم الهی است که خدای متعال آن را برای تحقق کارکردهای مشخصی تشریع فرموده است. این حکم الهی، ضمن حفظ جایگاه فقهی و چارچوب شرعی خود، قابلیت آن را دارد که متناسب با شرایط زمان و مکان‌های مختلف، در قالب‌های اجرایی مناسب همان عصر تعریف و اجرا شود، بی‌آنکه از اصول شرعی و مقدار تعیین‌شده خود عدول کند.

* برخی به خمس نگاه بازاری دارند!

در جامعه امروز که نگاه غالب، نگاهی بازاری و مبتنی بر سازوکارهای اقتصاد سرمایه‌داری است، حتی ممکن است درباره خمس نیز با ادبیات بازاریابی سخن گفته شود. برای نمونه، شخصی تحصیل‌کرده در مقطع دکتری که در یکی از بانک‌ها دارای جایگاه مدیریتی بود، از بنده پرسید: «برای بازاریابی خمس چه کرده‌اید؟» این نوع پرسش، نشان‌دهنده غلبه نگاه سکولار و اقتصادی صرف به مقوله‌ای است که ذاتاً حکم الهی و عبادی محسوب می‌شود.

در حالی که خمس یک واجب قرآنی است و مستند آن آیه ۴۱ سوره سوره انفال است که به صراحت بر تشریع آن دلالت دارد. از منظر تاریخی نیز، خمس در سال‌های نخستین پس از هجرت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به مدینه و پس از واقعه غزوه بدر تشریع شد. در ابتدا موضوع آن غنائم جنگی بود، اما به‌تدریج دامنه آن گسترش یافت. در دوره ائمه اطهار علیهم‌السلام، به‌ویژه در عصر امام جعفر صادق، امام موسی کاظم، امام رضا و امام محمد تقی، نظام دریافت و توزیع خمس توسعه یافت و به سازوکاری سازمان‌یافته برای ارتباط مالی میان امام و شیعیان تبدیل شد.

در این دوره، شبکه‌ای از وکلا توسط ائمه علیهم‌السلام شکل گرفت که وظیفه آن‌ها دریافت وجوهات شرعی و انتقال آن به امام بود. این شبکه وکالت، علاوه بر کارکرد مالی، دارای آثار عمیق اجتماعی نیز بود. نخست آنکه ارتباط مالی میان شیعیان و امام معصوم، نوعی علقه و پیوند اجتماعی و عاطفی ایجاد می‌کرد که سبب تقویت همبستگی درون‌گروهی می‌شد. دوم آنکه حس مسئولیت‌پذیری اجتماعی در میان شیعیان نسبت به امام و جامعه شیعی تقویت می‌گردید و این امر موجب انس بیشتر و نزدیکی عملی و اعتقادی به امام معصوم می‌شد.

* چالش های پیش روی خمس ناشی از نگاه مبتنی بر اقتصاد غربی است

اگر بخواهیم کارکردهای اجتماعی و اقتصادی خمس را در شرایط امروز و با نگاه معاصر بررسی کنیم، باید این موضوع را با توجه به اقتضائات زمانه تحلیل نماییم. ما امروز با مجموعه‌ای از چالش‌ها مواجه هستیم که بخشی از آن‌ها ناشی از غلبه نگاه سکولاریستی و اقتصادی غربی بر فضای فکری و اجتماعی جوامع است. وقتی نگاه غالب، نگاه سکولار و مبتنی بر اقتصاد غربی باشد، طبیعی است که این رویکرد بر ذهن و رفتار مؤمنان نیز اثر بگذارد. نتیجه چنین فضایی آن است که گاهی افراد نسبت به پرداخت خمس دچار کاهش انگیزه می‌شوند و یا نسبت به اصل پرداخت خمس و حتی نسبت به احکام مرتبط با آن بی‌توجهی نشان می‌دهند.

علت این مسئله آن است که برای آنان تبیین نشده که خمس چه جایگاهی دارد و چه نقشی در ساختار دینی و اجتماعی ایفا می‌کند. در واقع، این یکی از چالش‌های جدی ما در عصر حاضر است؛ عصری که نگاه غالب در آن نگاه فردمحور، منفعت‌طلبانه و جهانی‌شده است. در چنین فضایی، اگر جایگاه یک حکم الهی به‌درستی تشریح نشود، طبیعی است که در ذهن افراد، اهمیت آن کاهش یابد.

* رمز ارزها و چالشی که در بحث خمس ایجاده کرده است

چالش دوم که ما به‌صورت کلی با آن روبه‌رو هستیم، مسئله سرمایه‌های نوین و ابزارهای مالی جدید در جهان کنونی است. در اقتصاد امروز، پدیده‌هایی شکل گرفته‌اند که در گذشته وجود نداشتند؛ از جمله رمزارزها و ارزهای دیجیتال. این موضوع خود یک چالش جدی در بحث خمس ایجاد کرده است.

ارزهای سنتی که اکنون در جریان هستند، مانند ریال، دلار و سایر ارزهای رسمی، دارای پشتوانه بانک‌های مرکزی‌اند. این پشتوانه بانک مرکزی است که موجب ارزش‌گذاری این ارزها می‌شود. این ارزش‌گذاری یا مبتنی بر ساختارهای اقتصادی است یا بر اساس سیاست‌گذاری‌های کلان بانک‌های مرکزی در کشورهای مختلف جهان صورت می‌گیرد. بنابراین، سازوکار ارزش آن‌ها روشن است.

اما ارزهای دیجیتال یا رمزارزها چنین پشتوانه‌ای ندارند. این‌ها پدیده‌ای نوظهور در دوره معاصر ما هستند. پرسش این است که چه کسی ارزش آن‌ها را تعیین می‌کند؟ در واقع، کاربران در سطح جهان و فعالان این حوزه هستند که یک ارز دیجیتال را ارزش‌گذاری می‌کنند. این موضوع از حیث فقهی و اقتصادی اهمیت دارد، زیرا مبنای مالیت و ارزش‌گذاری در اینجا با نظام‌های سنتی تفاوت دارد.

* خمس باید در بازارهای نوین اقتصادی ورود کند

موضوع دوم در همین عرصه، مسئله نوسان‌گیری‌ها و بازی‌های اقتصادی در این بازارهاست. این نوع معاملات و تغییرات سریع ارزش، بخشی از واقعیت اقتصاد روز جهان است. ما ناگزیر هستیم با نگاه فقه شیعه و با توجه به احکام خمس، به این مسائل بپردازیم و تکلیف آن‌ها را روشن کنیم.

موضوع دیگر، مسئله اموال و درآمدهای مالی زودبازده است. برخی دارایی‌ها وجود دارند که اگر بخواهیم آن‌ها را نقد کنیم، در شرایط فعلی کار دشواری است. به عنوان مثال، ملکی که فروش آن ممکن است چندین ماه به طول بینجامد و هزینه‌های واسطه‌گری آن نیز بالا باشد. در چنین حالتی، نقدشوندگی برای شخص مسئله مهمی است.

در مقابل، نهادهای مالی جدیدی در دنیا شکل گرفته‌اند که دارایی‌ها را به صورت زودبازده و با قابلیت نقدشوندگی سریع ارائه می‌کنند. به‌گونه‌ای که ممکن است شخص در همان لحظه که اراده کند، دارایی خود را به پول تبدیل نماید. بسیاری از رمزارزها نیز همین ویژگی را دارند؛ یعنی امکان تبدیل سریع به نقدینگی را فراهم می‌کنند. این تفاوت در ماهیت دارایی‌ها، در بحث خمس و تعیین سال خمسی و محاسبه مازاد، یک چالش جدی ایجاد می‌کند که باید به آن پرداخته شود.

از سوی دیگر، بانک‌ها در سراسر جهان به اشخاص اعتبار اعطا می‌کنند. این اعتبار، اگرچه پول نقد نیست، اما از یک منظر دارای مالیت است. این اعتبار به شخص قدرت خرید می‌دهد و امکان مانور اقتصادی گسترده‌تری در بازار برای او فراهم می‌کند. این قدرت خرید خود نوعی ارزش اقتصادی محسوب می‌شود. حال پرسش این است که در بحث خمس، با این نوع اعتبار چگونه باید برخورد شود؟ آیا باید برای آن سال خمسی تعیین شود یا خیر؟ این نیز یکی از چالش‌هایی است که نیازمند بررسی فقهی دقیق است.

* مقایسه خمس با مالیات

از دیگر چالش‌های عصر مدرنیته، مقایسه خمس با مالیات است. در فضای عمومی، گاهی این دو مقوله با یکدیگر مقایسه می‌شوند، در حالی که تفاوت‌های اساسی و بنیادین میان آن‌ها وجود دارد.

نخست آنکه مبنای مالیات، قانون‌گذاری مدنی است. باید حکومتی مستقر وجود داشته باشد که دارای مجلس قانون‌گذاری باشد و آن مجلس قوانین مالیاتی را تصویب کند. بر اساس آن، مالیات تعیین می‌شود، قوانین گمرکی وضع می‌شود و انواع عوارض مشخص می‌گردد. اما مبنای خمس اساساً الهی است؛ یک حکم شرعی و الهی است که به زمان و مکان خاصی محدود نمی‌شود.

در نظام مالیاتی، شمول مالیات مربوط به مردمی است که در یک کشور مشخص زندگی می‌کنند و تحت حاکمیت آن قانون هستند. اما خمس شامل همه مؤمنان می‌شود، فارغ از ملیت، محل سکونت یا نظام سیاسی حاکم بر آن‌ها.

تفاوت دیگر این است که مالیات بر اساس صلاحدید قانون‌گذار ممکن است بر هر موضوعی وضع شود؛ مانند مالیات بر ارزش افزوده، مالیات بر دارایی، مالیات بر درآمد، مالیات بر ارث، عوارض گمرکی و سایر انواع مالیات‌ها. این مالیات‌ها ثابت هم نیستند؛ ممکن است یک روز افزایش یابند و روز دیگر کاهش پیدا کنند. ممکن است از یک شخص نوعی مالیات اخذ شود و از شخص دیگر نوعی متفاوت.

* حکم خمس محدود به جغرافیای ایران نیست، جهان شمول است

در بسیاری از موارد، میزان مالیات ارتباطی به هزینه‌های واقعی شخص ندارد؛ یعنی بدون توجه به اینکه فرد در چه موقعیت اقتصادی یا اجتماعی قرار دارد، مالیات از او دریافت می‌شود. اما خمس چنین نیست. میزان آن ثابت است و برابر با یک‌پنجم، یعنی بیست درصد، از مازاد درآمد سالانه است و این حکم در هر نقطه از جهان یکسان است.

علاوه بر این، خمس تنها از افرادی اخذ می‌شود که دارای درآمد مازاد باشند. از شخص فقیر خمس دریافت نمی‌شود. معیار آن نیز بیست درصد از مازاد درآمد است؛ یعنی ابتدا هزینه‌های زندگی فرد به‌طور کامل لحاظ می‌شود. چه درآمد او زیاد باشد و چه کم، هزینه‌های متعارف زندگی او در محاسبه در نظر گرفته می‌شود. پس از کسر همه هزینه‌ها، اگر مازادی باقی ماند، تنها آن مقدار مشمول خمس خواهد بود.

سؤال: برای اینکه چارچوب بحث روشن‌تر شود، پرسشی که معمولاً مطرح می‌شود و می‌تواند کارکردهای خمس را بهتر نشان دهد این است که وقتی افراد خمس پرداخت می‌کنند، این وجوه در چه زمینه‌هایی هزینه می‌شود و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

در پاسخ باید گفت که اگر کارکردهای اقتصادی و اجتماعی خمس را بررسی کنیم، خواهیم دید که این وجوه در حوزه‌های مشخصی هزینه می‌شود.

نخستین کارکرد اقتصادی خمس، تأمین مالی نهاد دین و مرجعیت است. مرجعیت شیعه نهادی مستقل است و تحت قیود و وابستگی‌های سیاسی قرار ندارد. هزینه‌های مربوط به ترویج دین، حمایت از حوزه‌های علمیه، حمایت از طلاب و روحانیون، پشتیبانی از پروژه‌های آموزشی، پژوهشی و تحقیقاتی، و گسترش تبلیغ دین در مناطق مختلف، از محل خمس تأمین می‌شود. این نخستین و مهم‌ترین کارکرد اقتصادی خمس است.

* رفع محرومیت و کاهش شکاف های اجتماعی

دومین کارکرد آن، رفع محرومیت و کمک به سادات مستحق است. بخشی از خمس تحت عنوان سهم سادات به فقرای سادات و ایتام آنان اختصاص می‌یابد. این امر سبب کاهش شکاف‌های اجتماعی می‌شود و به کسانی کمک می‌کند که امکان استفاده از زکات یا برخی صدقات واجب را ندارند.

در بعد اجتماعی، خمس به شیعه هویت می‌بخشد. فرد شیعه خود را از طریق پرداخت خمس به مرجعیت متصل می‌داند و در ادامه، خود را مرتبط با امام معصوم علیه‌السلام می‌بیند. این پیوند، پیوندی هویتی و اجتماعی است.

همچنین می‌توان از طریق سهم خمس، نهادهای دینی و اجتماعی را گسترش داد؛ نهادهایی که در زمینه ترویج دین فعالیت می‌کنند. بسیاری از حسینیه‌ها، مساجد، مراکز بهداشتی و آموزشی با وجوهات شرعی از جمله خمس ساخته شده‌اند. حتی برخی بیمارستان‌ها در تهران و شهرهای دیگر ایران با همین منابع تأسیس شده‌اند.

* مصرف خمس در حوزه فرهنگ و تولیدات فرهنگ دینی

برخی مؤسسات خدماتی نیز با اجازه مرجع تقلید از محل خمس تأمین مالی شده‌اند و امروز در حال ارائه خدمات به مردم هستند. علاوه بر این، خمس می‌تواند به‌صورت مستقیم در حوزه فرهنگ و تولیدات فرهنگی اسلامی سرمایه‌گذاری شود. در شرایطی که هجمه‌های گسترده‌ای علیه دین وجود دارد، نیازمند تولید علم اسلامی در عرصه‌های فکری، اعتقادی و اجتماعی هستیم و خمس می‌تواند پشتوانه‌ای جدی برای این امر باشد.
بسیار خوب، ادامه بازنویسی را دقیقاً با همان رویکرد قبلی، بدون هیچ‌گونه تلخیص، بدون حذف مثال‌ها، بدون کاهش حجم و با حفظ تمام نقل‌ها، تکرارهای تأکیدی و شواهد عینی ارائه می‌کنم:

سؤال: ما به کارکردهای اجتماعی و اقتصادی خمس اشاره کردیم. پرسشی که مطرح می‌شود و می‌تواند نقش مهمی در پذیرش فرهنگ خمس از سوی مخاطبان داشته باشد این است که پرداخت خمس برای شخصی که آن را می‌پردازد چه برکات و چه آثاری در زندگی فردی او دارد؟ اگر در کتب، آثار بزرگان یا روایات مواردی در این زمینه وجود دارد، بیان بفرمایید.

در روایات مختلف، هم بر جنبه تشویقی پرداخت خمس تأکید شده و هم بر جنبه توبیخی ترک آن. هر دو بعد در منابع دینی ما وجود دارد. نقل شده است که شخصی به محضر امام علی شرفیاب شد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین، ما دعا می‌کنیم اما دعای ما مستجاب نمی‌شود. در حالی که خدای متعال فرموده است: «ادعونی استجب لکم»؛ مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. خداوند حکیم است و وعده او تخلف‌ناپذیر است، پس چرا ما دعا می‌کنیم و به اجابت نمی‌رسد؟ حضرت در پاسخ به صراحت فرمودند: زیرا حق ما ادا نمی‌شود.

حال این پرسش مطرح می‌شود که حق اهل‌بیت علیهم‌السلام چیست؟ یکی از مصادیق روشن آن، خمس است. بنابراین، کسی که خمس پرداخت نمی‌کند، چگونه می‌تواند انتظار داشته باشد که دعای او به اجابت برسد؟ این بیان، جنبه هشداردهنده مسئله را نشان می‌دهد. البته در این زمینه روایات متعددی وجود دارد و اشکال و بیان‌های گوناگونی مطرح شده است که مجال پرداختن تفصیلی به همه آن‌ها در اینجا نیست.

* ضمانت امام جواد علیه السلام نسبت برای پرداخت کننده خمس

در مقابل، روایات تشویقی نیز وجود دارد. از امام محمد تقی نقل شده است که فرمودند: اگر کسی خمس بپردازد، ضمانت می‌کنم که محتاج نخواهد شد. این تعبیر بسیار صریح است؛ یعنی امام علیه‌السلام نوعی تضمین نسبت به بی‌نیازی پرداخت‌کننده خمس بیان می‌کنند.

همچنین از امام رضا نقل شده است که در مورد خمس فرمودند: «الخمس عوننا علی دیننا»؛ خمس یاریگر ما در مسیر دین است. این روایت به‌قدری برای ما الهام‌بخش بوده که آن را شعار مؤسسه احیای خمس قرار داده‌ایم. امام علیه‌السلام تصریح می‌فرمایند که خمس شما سبب گسترش دین می‌شود. بنابراین، شخصی که خمس پرداخت می‌کند، به اندازه سهم خود در ترویج فرهنگ تشیع، در گسترش معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام و در تقویت مکتب آنان شریک است.

علاوه بر متون روایی، در تجربه‌های عینی نیز آثار این فریضه مشاهده شده است. در سال‌هایی که توفیق فعالیت در زمینه ترویج فریضه خمس فراهم بوده، موارد فراوانی دیده‌ایم که افراد با رغبت و با آغوش باز برای محاسبه خمس مراجعه کرده‌اند و دغدغه داشته‌اند که تکلیف شرعی خود را به‌درستی انجام دهند.

* یک مسیحی که امورات خمسی یک مسلمان را حساب می کند

برای نمونه، یکی از دوستان که نسبت به پرداخت خمس بسیار مقید است و در خارج از کشور زندگی می‌کند، برای طرح پرسش‌هایی درباره خمس مراجعه کرد. ایشان هر سال به دفتر مرجع تقلید خود مراجعه می‌کند و خمس خود را محاسبه و پرداخت می‌نماید. خود او نقل می‌کرد که کارمند یک مجموعه در اروپا است و یک همکار دارد که نه ایرانی است و نه مسلمان؛ بلکه مسیحی است و هیچ آشنایی قبلی با مسئله خمس ندارد. با این حال، آن همکار به‌تدریج متوجه شده بود که پرداخت خمس در زندگی این شخص تأثیر گذاشته و موجب برکت و رونق کار او شده است.

به‌گونه‌ای که همان همکار غیرمسلمان که مسئول حساب‌های مالی اوست، هر سال به او یادآوری می‌کند که سال خمسی‌اش فرا رسیده و این مبلغ خمس اوست که باید پرداخت شود. یعنی این موضوع برای یک فرد غیرمسلمان نیز ملموس شده بود که پرداخت خمس در زندگی این شخص تأثیر مثبت داشته است. آن دوست ما نیز هر سال در موعد مشخص به ایران می‌آید، به دفتر مرجع تقلید خود مراجعه می‌کند و حتی گاه به دیدار شخص مرجع می‌رود و خمس خود را به‌صورت نقدی پرداخت می‌کند.

* برکتی که در سال گذشته نصیب یک مراجعه کننده شد

نمونه دیگری نیز وجود داشت. جوانی سال گذشته مراجعه کرد و گفت: حاج‌آقا، دعای شما در حق من مستجاب شد. بنده عرض کردم که به خاطر ندارم. گفت: من سال گذشته برای محاسبه خمس مراجعه کردم و یک میلیون تومان بدهکار شدم. شما مرا راهنمایی کردید که به دفتر مرجع تقلید مراجعه کنم و خمس را پرداخت نمایم. سپس برای من دعا کردید و گفتید: ان‌شاءالله سال آینده خمس تو صد میلیون شود. او گفت: دعای شما مستجاب شد و درآمد من به‌گونه‌ای افزایش یافت که امسال محاسبه کردیم و خمس من نود و هشت میلیون تومان شد. این را به برکت پرداخت خمس می‌دانم.

نکته دیگر این است که وقتی شخص خمس پرداخت می‌کند، خود را به امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف متصل می‌داند. همان‌گونه که سایر فرائض مانند نماز، روزه و حج نیازمند نیت قربت هستند، خمس نیز چنین است. باید با نیت «قربةً الی‌الله» پرداخت شود و انسان بداند که این حقی است متعلق به امام عصر علیه‌السلام. هنگامی که انسان این حق را ادا می‌کند، نوعی علقه و پیوند معنوی میان او و امام زمان برقرار می‌شود و امید آن است که به برکت همین انجام واجب شرعی، مورد عنایت و توجه حضرت قرار گیرد.

سؤال: با توجه به آیات، روایات و تجربه‌های مکرری که بیان شد، آیا می‌توان گفت پرداخت خمس موجب برکت در رزق و روزی شخص و خانواده او می‌شود؟ در ظاهر ممکن است بخشی از مال کاسته شود، اما آیا در حقیقت این امر سبب افزایش برکت و دارایی می‌گردد؟

در پاسخ باید گفت که میان اقتصاد اسلامی و اقتصادی که امروز بر جوامع، به‌ویژه در غرب، حاکم است تفاوتی مبنایی وجود دارد. در اقتصاد غربی، محور اصلی فرد و منفعت شخصی است. اما در اقتصاد اسلامی، نگاه معکوس است؛ یعنی منفعت جمعی و مسئولیت اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد.

در اقتصاد اسلامی گفته می‌شود که اگر مالی دارید، باید از آن انفاق کنید؛ صدقه بدهید، زکات بپردازید و خمس ادا کنید. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ». این آیه دارای تأکیدهای متعدد است. شکرگزاری تنها به زبان نیست؛ یکی از مصادیق شکر نعمت آن است که انسان از مالی که خداوند به او عطا کرده در راه خدا انفاق کند.

وقتی انسان از اموال خود انفاق می‌کند ـ چه به صورت زکات، چه به صورت صدقه و چه به صورت حکم واجب مانند خمس ـ در واقع نوعی شکرگزاری عملی انجام داده است. این شکرگزاری نشان می‌دهد که او شایستگی دریافت نعمت بیشتر را دارد. بنابراین، بر اساس وعده الهی، خداوند نعمت او را افزون می‌گرداند.

از این منظر، اگرچه پرداخت خمس در ظاهر کاستن از مال است، اما در حقیقت، بر اساس منطق الهی و تجربه‌های مکرر، موجب افزایش برکت، گشایش در رزق و رشد مالی و معنوی انسان و خانواده او می‌شود. این همان تفاوت بنیادین میان اقتصاد اسلامی و اقتصاد فردگرایانه غربی است.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha